فاطمه زهرا س
إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ*فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ*إِنَّ شَانِئَکَ زاد روز فخر زنان دو جهان بانوی بانوان زینت عالم خلقت راز آفرینش صدیقه مرضیه حضرت فاطمه زهرا ام الائمه سلام الله علیها و زاد روز سلاله پاکش حضرت امام خمینی قدس سره را به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و همه بانوان و مادران عزیز تبریک میگوییم. یا فاطمه! اى عصمت كبراى اله! طبق طبق نور از آسمان ها به زمین می آید... هفت آسمان را با شقایق ها و رازقی ها آذین بسته اند. هلهله ای برپاست در میان ملائک که به یُمن قدوم مبارک «فاطمه» جام عشقش را نوشیده اند و مست عطر بهشتی اش شده اند. فاطمه می آید... مادرِ تمامی شقایق های عاشق، معنای جمال، مقصود و حبیبه خدا، همسر علی، مادر حسنین، ادامه نبی می آید... می آید تا زمین و زمینیان را با نور وجودی خود به عطر آسمانی ـ بهشتی دعوت کند و سجده های عاشقی را شرمنده خویش سازد و محراب را در مقابل قامت بلند بی همتایش به زانو درآورد. می آید تا «زن» معنا بگیرد... فاطمه می آید. حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مىشد كه اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم: پيامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هريك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانهى دخترش فاطمه عليهاالسلام سركشيد، تا در آن خانهى اميد به مقصود رسد، ولى فاطمه عليهاالسلام و بچههايش گرسنه بودند و تكهنانى در آنجا نيز به دست نيامد. آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هركسى بخواهد بدون محدوديت عطا مىكند. موائد آسمانى براى فاطمه عليهاالسلام در يكى دوبار محدود نمىگردد، او بارها از خداوند خويش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نيز بىدرنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى اميرالمؤمنين على عليهالسلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه عليهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چيزى نبود. فاطمه عليهاالسلام گفت: يا على! در خانه طعامى نيست، من و بچههايت دو روز است كه گرسنهايم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خورانديم و خود در گرسنگى صبر كرديم. على از درد او آگاه شد و مانند هميشه ايثار كرد و ديگران را بر خود و خانوادهاش مقدم داشت و بدين وسيله يكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوشدل ساخت. اقرار به رسالت پدر در شكم مادر وقتى كه كفار از پيامبر اسلام (ص) انشقاق قمر را خواستند، زمانى بود كه خديجه (س) به فاطمه (س) حامله بود و خديجه از اين سؤال كفار ناراحت شده و گفت: زهى تأسف براى كسانى كه محمد را تكذيب مىكنند! شهادت مظلومانه دخت نبوت،همسر ولايت، مادر امامت،بانوي محشر ، صديقه طاهره ، راضيه مرضيه ،حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و همه شيعيان تسليت عرض مي نماييم. قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله عليها : چون بهشت زير پاي مادران است; و نتيجه آن نعمت هاي بهشتي خواهد بود. میلاد فرخند ميوه باغ وصل حضرت علي(ع) وفاطمه زهرا(س) حضرت زينب کبري سلام الله عليها و گراميداشت مقام پرستار مبارک باد. خاندان نبوت صاحب دختری زیبا میشوند و برادرانش بیصبرانه در انتظار دیدن او بیدار ماندهاند. اینک نوبت نامگذاری این نازنین دختر است، جد بزرگوارش برای گذاشتن اسم نوزاد منتظر پیغام پیک حق است، ناگهان فرشته قرب الهی، جبرئیل بر محمد مصطفی (ص) نازل میشود و نام کودک را «زینب» میخواند. علی(ع) نوزاد را در آغوش میگیرد، زینت وجودش را میبوید و به آینده او فکر میکند، زهرای مرضیه نیز کودک را در آغوش برادرش حسین می گذارد تا شاید عقیله بنیهاشم لحظهای ساکت شود و او به هنگامی که بوی حسین را حس می کند، با لبخندی نگاهش را به نگاه برادر گره میزند. عارفه که در هنگام تولد خود، بار دیگر چشمان پیامبر را گریان میکند، درست همانند لحظاتی که به هنگام تولد دو برادر دیگرش حسن و حسین، اشک در چشمان پدربزرگش به خاطر یادآوری مصایب آنها، حلقه زد و فرمود: «هر کس بر زینب و مصیبتهای او بگرید، ثواب گریستن بر مصائب حسن و حسین به او داده خواهد شد». عابده آل علی، نوه خدیجه کبری، نخستین بانوی مسلمان و فاطمه بنت اسد، میوه آل هاشم و میراثدار ابراهیم نبی است، او که بعد از مادرش صدیقه صغری و عصمت صغری است، روزها را سپری میکند تا در آیندهای نه چندان دور حماسهای بزرگ را خلق کند. آری او که در جمال، سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری؛ در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا میمانست و در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی؛ در حلم و بردباری، همسان امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسان اباعبدااله الحسین، هنگامی که پدرش به او سخن گفتن را میآموخت و به دخترش فرمود: بگو «یک»، او گفت: «یک»، باز فرمود: بگو «دو»، زینب ساکت ماند، حضرت علی که متعجب مانده بود، فرمود: «نور دیده من! بگو دو»، ناگهان امینه آل الله زبان گشود و گفت: «پدر جان! زبانی که به گفتن یک گردش کرد، چگونه میتواند «دو» بگوید؟!»، به راستی که این جمله نشان از عمق اعتقاد زینت پدر به توحید و یگانگی خدا دارد. به راستی که رفتار و منش زینب، شبیه خلق و خوی علی است، چرا که هنگامی پدر مهمانی را به خانه آورد و تقاضای غذایی برای مهمان کرد، زینب که کودکی بیش نبود، وقتی متوجه گفتو گوی پدر و مادر شد، بیدرنگ از رختخواب برخاست و تنها قرص نان موجود در خانه که سهم خودش بود، را به مهمان بخشید. آری فاطمه زهرا به گونهای زینب را در همان مدت کوتاه تربیت کرد که امام حسن مجتبی علیهالسلام دربارهاش این گونه بیان میکند: «انّک حقّاً من شجرة النّبوّة و من معدن الرّسالة»؛ «به درستی که تو (زینب) از درخت نبوّت و از معدن رسالت هستی». يا مقلب القلوب و الابصار ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها يا مدبراليل و النهار ای تدبیر کننده روز و شب يا محول الحول و الاحوال ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حول حالنا الي احسن الحال حال مارا به بهترین حال دگرگون کن در سال جدید یادم باشد ... یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم السلام عليك يا بنت موسى بن جعفر(ع) معصومه اى را در پاكى و معنويت يافتم، معصومه اى را در غريبى و غربت همچون زينب درپى برادر يافتم. معصومه اى را كه نشانه قبر مادرش بود يافتم. معصومه اى را كه بوى مدينه و غريبى تنهايى بقيع را به همراه داشت يافتم. معصومه اى را كه پيام آور مظلوميت و غربت كربلا بود يافتم حال به خود مى بالم واحساس آرامش مى كنم كه تو را يافتم، باز به خود مى بالم كه در سرزمينى متولد شدم كه خاكش بوى بهشتى را مى دهد كه وعده خدا بخاطر قدومت به مردمان اين سرزمين وارد شده است كه «من زارها عارفا بحقها فله الجنة» . پى بردن به اسرار وجودت بسيار سخت است و هيچ قلمى و مغز شاعرى نمى تواند آن طور كه شايسته توست بگويد و بنويسد و هيچ اشكى نمى تواند زخم غريبى و دورى برادرت را تسكين دهد واين تويى تسكين دهنده دردهاى غريب. اگر تو نبودى كبوتران، پرواز عشق سر نمى دادند و اين چنين دلربايى گنبد نيلگونت نمى شوند . چه زيباست آن لحظه اى كه عاشقانت مسحور جمال كبريائيت مى شوند ودر پى نسيم رحمت و شفاعتت سرمست، كه كه درهاى بهشت به رويمان گشوده است . حضرت زهرا (س) درباره ي آداب غذا خوردن و بهداشت عمومي فرمود: در سفره ي غذا ۱۲ كار نيك وجود دارد كه سزاوار است هرمسلماني آنها را بشناسد. ۴ مورد واجب و ۴مورد مستحب و ۴ مورد نشانه ي ادب و بزرگواري است. و اما چهار عمل واجب: ۱- شناخت و معرفت پروردگار (بدانيم كه نعمت ها از اوست) ۲- راضي به نعمت هاي خدا بودن ۳-گفتن(بسم الله الرحمن الرحيم) در آغاز غذا ۴-سپاسگزاري خدا در پايان و گفتن (الحمدلله ربّ العالمين) و جهار عمل مستحب عبارتند از: ۱-وضو گرفتن قبل از غذا ۲-نشستن به جانب چپ ۳- در حال نشسته غذا خوردن ۴- غذا خوردن با سه انگشت و آن چهار عملي كه نشانه ي ادب و بزرگواري است مانند: ۱- از غذاي پيش روي برداشتن ۲- لقمه ها را كوچك برداشتن ۳- غذا را بخوبي جويدن ۴- كمتر در صورت ديگران نگاه كردن نفائس اللّباب ج۳ ص۱۲۴ (مخطوط) وكتاب عوالم ج ۱۱ ص۶۲۹ برگرفته از كتاب فرهنگ سخنان حضرت فاطمه زهرا(س) گردآورنده و مترجم :محمد دشتي اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛ یا رب امشب چه شبي است. 


بر عصمت و عفّتت خدا هست گواه
احمد چو نگه كرد به رخسار تو،
گفت: لا حول و لا قوّة الّا باللّه


هنوز چند دقيقه بيش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى يكى از همسايهها به آن بانو رسيد. فاطمه عليهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مىمانم، ولى اين تكه نان و گوشت را به پدرم مىخورانم، و لذا يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانهاش دعوت كرد.
فاطمه اهدايى همسايه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سرپوشيده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر ديدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه عليهاالسلام خود نيز از اين مائدهى آسمانى تعجب مىكرد و خيره خيره به آن تماشا مىنمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟ فاطمه عليهاالسلام جواب داد:
هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشا بغير حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبيهه بسيدة نسا بنىاسرائيل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شيئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشاء بغير حساب.»
رسول خدا چون سخن دخترش را شنيد فرمود: سپاس خدايى را كه تو را همانند مريم سرور زنان بنىاسرائيل قرار داده، زيرا او نيز هرگاه مورد عنايت الهى قرار مىگرفت و خداوند برايش مائده مىفرستاد، كه جواب سؤال مىگفت: اين طعام از جانب خدا است، او به هركسى بخواهد روزى بىحساب مىدهد.
آنگاه رسول خدا على عليهالسلام را نيز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سير شدند و زنان و اهلبيت پيامبر نيز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه عليهاالسلام براى همسايگان نيز از طعام آسمانى كه از الطاف خفيه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت....
على عليهالسلام از شنيدن اين سخن فوقالعاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهيه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و يك دينار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانوادهاش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون يكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گريه زن و بچهها او را در بيرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چارهاش بدون چاره....
على عليهالسلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مأمور گشت شب را در خانهى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مىپذيرى؟ مولاى متقيان سكوت كرد، چرا كه زمينه پذيرايى نداشت و فاطمه عليهاالسلام و حسنين گرسنه مانده بودند و پول تهيه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمىدهى؟ يا بگو: بلى، تا با تو آيم و يا بگو: نه، تا راه ديگر پيش گيرم. على عليهالسلام عرض كرد: يا رسولاللَّه! بفرماييد.
رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانهى فاطمه عليهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا ديدار كردند، فاطمه عليهاالسلام در حال نماز و نيايش بود و خدا را مىخواند، او صداى پدر را شنيد و به سوى او آمد و خوشآمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سير كند و چاره نيافتهها را چارهساز باشد.
على عليهالسلام به فاطمه عليهاالسلام خيرهخيره نگاه مىكرد و با زبان بىزبانى سؤال مىنمود: يا فاطمه! اين طعام از كجا؟
پيش از آنكه فاطمه عليهاالسلام جواب گويد رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: يا على! هذا جزا دينارك من عنداللَّه.
اين غذا پاداش آن دينارى است كه به مقداد دادى.
خداوند به شما جريان زكريا و مريم را تكرار كرد. و از طعامهاى بهشتى مرحمت نمود...


الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود:
هميشه در خدمت مادر و پاي بند او باش،
«كنزل العمّال، ج 16، ص 462، ح 45443» 
شبانه، غریبانه هایم را بهانه میکنم و با نجوای «یا زهرا علیهاالسلام »،
دل به غربت دیرینه بقیع میسپارم. ای دامن شب!
ببین که دل خونم
دل خون از این فریادهای مانده در بیداد
ای دامن شب... دلم، این تنهاترین، مثل شبهای جبهه،
عادت به گفتن «یا زهرا علیهاالسلام » دارد و من،
ایّام فاطمیه که میرسد،
به یاد مظلومیّت روزهایی میافتم که حتی آسمان،
پیراهن مشکی خود را به تن کرده بود!
انگار تنها آسمان میفهمد، درد را.
تنها آسمان میفهمد، فاطمه علیهاالسلام را.
تنها آسمان میداند که زخم دل تاریخ،
با کدامین مرهم التیام خواهد یافت! شبانه،
تنها بهانه غریبانههایم، یا زهراست.
«یا زهرا»، وِرد معجزه سازی است که دوای تمام دردهاست،
کلید تمام درهای بسته است و مشکلگشای تمام رنجها!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی: ای آسمان!
تو را گواه میگیرم که من به ولایت عشق میورزم و از غاصبان حق ولایت بیزارم!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی: ای زمین!
تو را گواه میگیرم که به حجت خداوند در زمین ایمان دارم
و در سایه عنایتش و در آرزوی سپیده موعود،
غرق در ندبه صبحگاهان جمعه میشوم!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
ای بقیع!
تو را گواه میگیرم که دلم سرشار از محبت فاطمه علیهاالسلام است؛
محبتی که از علی علیهالسلام تا مهدی(عج)، از مدینه تا کربلا،
از کربلا تا جمکران و از ازل تا ابد،
در دلم ریشه کرده و هیچگاه از آن بیرون نخواهد رفت!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی...
یا زهرا، ای آیینه دردمندی، ای مظلومه آل یس، ای اُمّ اَبیها،
ای شرافت زن در قاموس هستی، ای عصمت محض،
ای مفهوم زلالی و ای کوثر بیبدیل نجابت!
بگو! بگو چه کرد با تو، این عالَم خاک؟!






.jpg)
ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم
اللهم عجل لولیک الفرج


«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمة معصومه»
«يا اخت ولى الله»
«يا بنت فاطمه (س)»
«يا بنت الحسن (ع)»
«يا بنت الحسين (ع)»
«يا عمة ولى الله »
«عرف الله بيننا و بينكم فى الجنة»

آغاز امامت دوازدهمین آفتاب عشق![]()
خورشید عدل و عدالت،آخرین گل بوستان امامت![]()
بقیه الله الاعظم٬حضرت حجه بن الحسن المهدی(عج)![]()
بر چشم براهان حضورش مبارک![]()



سلام بر ولى خدا و دوست او
اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛
سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او
اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ
سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش
اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ
سلام بر حسین مظلوم و شهید
اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ
سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاریها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید
اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ
خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیدهات و فرزند برگزیدهات بود كه كامیاب شد
بِكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ
به بزرگداشت تو، گرامیش كردى به وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاكزادى
ادامه مطلب
رقیه ی حسین علیهماالسلام![]()

در و ديوار فرو ريخته اين خرابه غزل کدامين خداحافظي را مي سرايند؟
زينب، اين بانوي نور و نافله هاي نيمه شب،
دستي به آسمان دارد و دستي بر سر رقيه؛
بخواب عزيز برادرم!
باز هم رقيه(س) و گريه هاي شبانه،
باز هم بهانه بابا و بي قراري هايش،
و اين بار شاميان چه خوب پاسخ بي قراري رقيه(س) را مي دهند
و سر حسين(ع) را نزد او مي آورند.
آن شب، هيچ کس توان جدا کردن رقيه(س) را از سرِ بابا نداشت.
تو با سرِ بابا چه گفتي؟
چشم هاي پدر،
کدامين سرود رفتن را برايت خواند که مانند فرشته اي کوچک،
از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشيدي
و غربتِ خرابه را براي عمه به جاي نهادي.
امشب، غمگين ترين ماه، آسمان دنيا را تماشا مي کند.
آسمان! چه دلگيري امشب،
گويي غم مصيبتي به گستردگي زمين،
قلبت را مي فشرد.
امشب فرشته هاي سياه پوش،
بال در بال هم، فوج فوج به زمين مي آيند
و ترانه غم مي سرايند.
در و ديوار خرابه، از اندوه زينب(س)،
بر سر و سفير مي کوبند.
امشب چشمه هاي آسمان،
از گريه خونين زينب(س)، خون مي بارد
و چهره زمين از وسعت اندوه، تاريک است.
متاب امشب اي ماه، متاب!
هيچ مي داني، امشب گيسوان پريشانِ رقيه،
به خواب کدامين نوازش رفته است؟
متاب که دردهاي آشکار بسيار است.
متاب که زخم هاي بي شمار بسيار است.
متاب که دل پر شرار زينب(س) به شراره جدايي نازنيني ديگر،
در سوز و گداز است.
متاب که امشب خرابه شام،
از داغ سه ساله گل حسين، تيره ترين خرابه دنياست.
متاب اي ماه، متاب! 
Design By : Night Melody





